X
تبلیغات
مالســــــــتان
 
انتقادی سیاسی هنری و ادبی
 

وقتی خیانت را حد و مرزی نباشد

هماجان با این کارکرد افسانه ای خود نشان داد که در دنیای سیاست، به ویژه نوع مبتذل و فارغ از اخلاق و وجدان انسانی اش، هیچ کاری ناممکن نیست و جادوگرانی چون وی از توان مندی،رام نمودن طالبانی برخوردار می باشند که برای مدت کوتاهی هم «زن» و هم «هزاره» را با لطف خوش استقبال خواهند نمود!


ادامه مطلب
  نوشته شده در  1 Aug 2011ساعت 16:53  توسط ویب لاگ مالستان  | 
1- يکي از ولسوالي هاي ولايت غزني
2- جمعيت: بيش از 125 هزار نفر
3- فاصله با مرکز ولايت: 190-110 کيلومتر
4- مساحت: 1/975 کيلومتر مربع (273 قريه)
5- زبان: فارسي دري ( لهجه هزارگي)
6- نژاد مردم مالستان: هزاره
7- ولسوالي هاي مجاور: جاغوري ، اجرستان، ناوُر ، ارزگان.

مالستان، يكي از دور افتاده ترين ولسواليهاي ولايت غزني است كه از مركز اين ولايت تا مركز ولسوالي 190- 110 كيلومتر فاصله دارد. مالستان منطقه كاملاً كوهستاني ومحدود به درّه هاي تنگ وباريك است كه توسط كوههاي سر به فلك كشيده احاطه گرديده است. در بعضي جاها فقط يک در يا و سرک گنجايش دارد وبس. 


      مصروفيت مردم اين مرز وبوم اکثراً زراعت ومالداري است که قبل از انقلاب سال 1357 درآمد اصلي مردم را زراعت و مالداري تشکيل مي داد، ولي بعد از آن سال،جوانان وميان سالها براي کارگري به خارج از کشور سفر کرده و از مشکلات اقتصادي تا حدودي کاسته اند. قريه غيغانتو که قبل از انقلاب، کمترين زمين زراعتي را داشتند اما امروز از زحمات وتلاش جوانها درآمد خوب وقابل ملاحظه دارند. در حقيقت گفته مي توانيم که غيغانتو حالا قريه نيست بلکه به يک شهرک مبدّل شده است ودر همجواري آن، قريه بغرا نيز از وضعيت مناسبي برخوردار است.اکثر قريه هاي مالستان وضع اقتصادي شان خيلي خوب گرديده است. بازارها رونق بسيار عالي يافته ودر اکثر قريه ها بين 50-2 موتر وجود دارد که براي جوانهاي بيکار يک مصروفيت خوب و دلپذيراست. قبل از سال 1357 در کل مالستان 6 ـ 1 عراده موتر وجود داشت که اکثر آنها رونق چنداني نداشتند. 

زراعت 

زراعت ومالداري رونق خوبي ندارد و بيشتر قريه ها از تأثيرات منفي خشکسالي هاي پي درپي به يک دره خشک وبي همه چيز مبدل گرديده است؛ در حالي که قبل از خشکساليها، دره هاي سرسبز مملو از درخت ها بود وحا لا چنين چيزي وجود ندارد. ما لداري ها هم کا ملاً رونق قبلي خويش را از دست داده است. پيش از خشکساليها ـ به ويژه پيش از سقوط دولت داکتر نجيب الله ـ در ميرادينه، مکنک، پشي، زردک، خوردک زايده، داله و شيرداغ ( به طور اخص ) گوسفند هاي نوع هزارگي وجود داشت که هر خانواده بين 250 ـ 2 راس گوسفند داشتند و اکنون اين آمار درحقيقت به صفر تقليل يافته است، چراکه در شرايط فعلي اکثر خانه ها بين 20 ـ 2 راس گوسفند بيشتر ندارند. از اين جهت، درآمد مالداري که يک درآمد خوب براي دهقانان بود به شدت آسيب ديده است.
 متاسفانه، گاوداري ها هم به سرنوشت ياد شده دچار شده است ! مثلاً در قريه وُرده، قوچنعتو، بغرا، قُل يخي، قُل خوشي، قُشنگ، پشي، شيرداغ و... گاوهاي شيري، كاري وگوشتي وجود داشت كه فعلاَ در اكثر قريه ها يا اصلاً وجود ندارد يا اگر باشد هم بسيار اندك مي باشد. مردم كارهاي زراعت را توسط تراكتور انجام داده و روغن از بازار مي خرند. (1) 
قبلاً بخش عمده گنج غزني ( بازار فروش حيوانات ) را همه وقت، گوسفندها، گاوهاي شيري، گوشتي وكاري مالستان تشكيل مي داد. اما با تاسف بايد بگويم كه فعلاً مردم مالستان وساحات ديگر هنوز گوسفند ها وگاوهاي محلي با جسامت كوچك و حاصلات محدود شيري وگوشتي را نگهداري كرده و درمقابل، مرغهاي گوشتي را از غزني، كابل و قندهار مي خرند . دراين بخش قسمت عمده اي از درآمد مردم به خارج از مملكت رفته و با اجناس غير محيطي معاوضه مي گردد. به عبارت ديگر، با خارج شدن سرمايه ها، مرغ هاي مريض وغير قرنطينه از پاكستان به منطقه سرازير مي شود كه انواع مرض ها را باخود انتقال مي دهد. اين، درحالي است كه افراد سودجو از اين كار سود برده و به عواقب تلخ مالي وجاني آن توجه ندارند، زيرا كه كنترول دولتي اصلاً وجود ندارد.( قبلاً يك بخش مهم وزارت زراعت، رياست قرنطينه اين واردات بوده و تمام مرز هاي زميني وهوايي دركنترول بود. )
 درمجموع، عوامل مختلفي كه باعث كسر درآمد از زراعت ومالداري گرديده است به شرح زير است:
1 ـ نبودن مركزيت فعال و افراد مسلكي در بخش زراعت ومالداري؛
 2 ـ كنترول نشدن امراض وحشرات در زراعت ومالداري؛
 3 ـ توجه نداشتن مراكز سياسي وحكومتي به سيستم زراعت ومالداري؛
 4 ـ قيمت بالاي كود كيمياوي ونبودن تخم اصلاح شده زراعتي؛
 5 ـ تعويض نكردن گوسفند ها وگاوهاي محلي به نوع اصلاح شده آن ها؛ 
6 ـ نبودن مراكز تداوي و وقايه حيواني.
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 1ـ بازار ها مملو از روغن هاي پاكستاني، ايراني، ودوبي مي باشد. در حقيقت روغن هاي موجود از نگاه ارزش غذايي روغن نيست. اما جنگها، ضعف دولتها وبي كفايتي افراد دولتي باعث فرار پول از كشور شده ومردم با دست خالي وجسم ضعيف به زندگي ادامه مي دهند.

 سالهاي شور و شر بازار ها
        از سال 1343 به بعد در مالستان سه بازار كوچك: ميرادينه، شينه ده و ديبه مكنك به وجود آمدند: 

1 – بازار ميرادينه: اين بازاركه قبلاَ در دامنه تپه موقعيت داشت از نگاه رشد و توسعه، نا مناسب بود. در سال هاي آخر دهه شصت كه اين بازار كمي بزرگتر شد، سمت انكشاف وتوسعه آن طرف شرق و غرب بود. سمت غرب بازار را دو نفر از پشته ي زمين زراعتي شان بفروش مي رسانيدند و سمت شرقي را مردمان قريه ميانكل مي فروختند و با آن هم، در حقيقت جاي خوبي براي توسعه نداشت. 
در سالهاي ده چهل و پنجاه تعداد كلّ دكانها بين 20 - 10 باب بود كه در تمام آنها اجناسي از قبيل تكه باب، پرچون، ‌مواد خوراكه و... به فروش مي رسيد.
 بعد از شروع جنگ ها اين بازار به يك بازار مخروبه مبدل گرديد، چرا كه مردم « قل آدم » با توجه به منافع واستقلال طلبي شان در قسمت پايين منطقه - در اطراف سرك - بازاري را به نام « بازار دوشنبه » و بعد تر به نام « بازار غلغله » به وجود آوردند. اين بازار در دوران جنگ ها ازاين كه در قسمت وسط قرار داشت و يگانه بازار بود، رونق خوبي داشت واز اين كه در دو طرف سرك مالستان، ارزگان و اجرستان قرار داشت، در فصل تابستان نماي خوبي را از خود نشان مي داد. مشتري هاي اين بازار از ولسوالي هاي شهرستان،‌اجرستان، ارزگان و خلج بود و در فصول بهار، تابستان و خزان اجناس وطني از قبيل بادام،‌روغن زرد، گليم هاي هزارگي و... در اين بازار خريد و فروش مي شد، در حقيقت صنايع دستي هم رو به رونق بود و هم مالداري رو به گسترش نهاده بود..از طرف ديگر، از اين كه در زمان تجاوز شوروي و عساكر روسي در افغانستان ايجاد گرديده بود، كالاي روسي هم به فروش مي رسيد. 

جالب اين است كه هميشه رقابت هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... در ميرادينه بين مردم قل آدم وبقيه مردم وجود دارد، لذا بقيه مردمان ميرادينه به اين جهت كه از موجوديت بازار دوشنبه رضايت نداشند، بازار سابقه را دوباره فعال نمودند كه كم كم بازار مركز، بار ديگر فعال شده و رونق گرفت. در نتيجه بازار دوشنبه روز به روز اهميت خود را از دست داد تا آن كه آخرين دكان آن در سال 1368 كاملا ويران گرديد. يكي از عوامل رونق بازار ها را مي توان باز شدن ميستري خانه دانست. در اين بازار اولين مسيتري خانه توسط « مستري محمد حسين » وشاگردش « شوكت علي » بود كه به ترميم موتر ها مي پرداختند. 
در جريان جنگ ها موترهاي روسي از طرف مجاهدين و جنگ جويان به پيمانه بسيار وسيع تصرف شده و يا آنكه در شهر كابل و غزني در معرض ليلام قرار مي گرفت و اين موتر ها به دست مردم مي رسيد و كم كم ضرورت به ترميم و دوباره سازي پيدا مي كردكه به رونق اين شغل كمك مي كرد. 
چنانچه قبلا به آن اشاره گرديد، مسافرتهاي متواتر جوانان و نوجوانان به ايران، پاكستان، كشور هاي عربي و غرب با دست آوردهاي خوب پولي همراه بود كه باعث رشد بازار گرديد. در سالهاي 1377 - 1366 در طي يازده سال دكانها از رونق خوب برخوردار گرديد، اكثر دكانها مملو ازاجناس پاكستاني، روسي، ايراني و... بود. 
يكي ديگرازعوامل رشد بازار، ايجاد دواخانه است كه در بازار ميرادينه، اولين دواخانه توسط يك داكتر محلي به نام « داكتر خادم رسولي » ايجاد گرديد كه اين خود بر رشد وارزش اقتصادي تاثبر گذاشته و در حقيقت تغييرات جديد اقتصادي و شغل جديد را در بازار، ايجاد نمود كه بعدها اين بازار شاهد چندين دواخانه بود. 

     اما عوامل مهم واساسي كه بر رونق بازار ميرادينه تأ ثيرگذاشت نكات زير است: 

1- ايجاد پروژه انكشافي و بازسازي در مالستان: 
           در سالهاي 1372- 1367 پروژه انكشافي و بازسازي در مالستان توسط نگارنده اين نوشتار به وجود آمد. ا لبته اين پروژه در قدم نخست از طرف يك عده از مسئولين احزاب تحت فشار شديد سياسي و... قرار گرفت. كه كم كم با همكاري مردم مالستان جايگاه اصلي خود را به دست آورد. 
 اين پروژه در بخش هاي مختلف زراعت، مالداري، تداوي واكسن حيوانات، صنايع دستي، ترويج و گسترش حيوانات اصلاح شده ( گوسفند و گاو )، اعمار پل ها، پلچگ ها، ‌تحقيق و آزمايش تخم هاي اصلاح شده گندم و ايجاد قوريه هاي درختان مثمر و غيرمثمر فعاليت هاي خويش را آغاز نمود. 
پروژه مذكور كه از پشاور پاكستان از طريق مؤسسه اتريش ايجاد گرديده بود، در سال اول دفتر آن براي مدت كوتاهي در« سر قل سوكه » قرار داشت و در سال دوم ( 1368) به بازار ميرادينه انتقال يافت. 
هر چند اين پروژه از نگاه زماني چندان دوراني نكرد ولي كاركرد مسئولين پروژه از نگاه كيفيت كاري و صداقت كاري، در دل تك تك مردم مالستان تأثيرات خويش را بر جا گذاشت؛ زيرا، آنچه حائز اهميت است، استفاده مؤثر و بجاي پرو‍‍ژه از انواع مختلف پديده هاي حاضر در ساحه بود. بطور مثال: مسئولين حكومت هاي قبلي،‌ مجريان و نمايندگان احزاب سياسي در عمل نتوانستند يا نخواستند كه در سازندگي شركت كنند ودر اين رابطه كاركرد مثبت را از خود بجا بگذارند. اين جانب، همان زمان دو عمل مثبت اجتماعي ( ايجاد مكتب ميرادينه و شامل نمودند شاگردان مدرسه به مكتب ليسه زراعت مزار شريف ) را انجام دادم كه اينك از الطاف خداوندي داراي نتايج مثبت اجتماعي در سطح افغانستان است. شاگردان ليسه زراعت شهر مزار شريف بعد ها به پوهنتون بلخ شمامل گرديد كه بعد از فراغت در جاهاي مناسب، صاحبان كار و زندگي هستند. 

ب- مكتب مرادينه:
          دليل ديگر رونق بازار ميرادينه وجود مكتب(ليسه) مي باشد. اين مكتب در سال1367 براي بار اول بعداز ده سال توقف به همكاري و فعاليت مجدد نگارنده و موسسه همتا فعال شد.فعال شدن اين مكتب چندان آسان نبود. در مالستان نزديك به ده باب مدرسه علميه داراي تعمير و شاگردان زياد وجود داشت. فعال شدن مكتب ميرادينه نقطه ي عطف است كه بعد از ده سال توقف، تعليم و آموزش جوانان و نوجوان با آن آغاز شد. زماني كه مكتب مرادينه از ترس فشار و مخالفت شديد رهبران گروه ها فعال شد، يكي از همكاران محلي پروژه به نام« شيخ غلام حسين پهلوان » نماينده قريه « پل حاجي » و همكاري جدي مردم آن منطقه بود. مردم از ترس گروه ها و... در هراس بودند- به ويژه از ترس فشار « پاسداران جهاد » و.... اما شخص شيخ پهلوان، طلسم ترس و غفلت را شكستاند و عملاً به تمام مردم جرات داد تا همگي بگويند كه ما به مكتب و تحصيل فرزندان علاقه داشته و مكتب را پذيرا هستيم. نمايندگان فيصله نمودند كه مكتب مرادينه فعال و ثبت نام شاگردها آغاز گردد و معلمين قبلي هم بايد به مكتب بيايند.
 ثبت نام آغاز شد. آنچه جلب توجه مي نمود، اين بود كه تمام طلاب « مدرسه علميه شهيد مجاهد » مرادينه خود را به مكتب شامل نمودند. براي ثبت نام در هفته اول به تعداد 600 - 500 شاگرد شامل مكتب شدند. تاسيس مكتب مرادينه نقطه عطفي است كه بعد از ده سال توقف،دوباره بچه ها و دخترها به مكتب آمدند. آوازه ي فعال شدن مكتب مرادينه تمام قريه ها و قصبات مالستان را فرا گرفت؛ گرچند داراي دو وجه مثبت و منفي بود:
         طرفداران مدرسه ها و مكتب هاي خانگي به مخالفت مكتب برخواستند. هر روز و شب، شب نامه ها و ابلاغيه ها در جهت مخالفت منتشر مي شد. در هر روز جمعه در تكيه خانه ها،سخنراني ها و محافل سياسي و اجتماعي، اين مكتب نوپا به عنوان ثواب به باد انتقاد، توهين، تحقير و دشنام قرار مي گرفت. در اكثر خانه ها بين نوجوان ها و اولياي شان، جنجال و برخورد هاي لفظي وجود داشت. بر عكس اكثر كساني كه مسافرت هاي خارجي داشته و داراي تحليل بودند، بسيار با روحيه عالي و شوق تمام بچه هاي شان را به مكتب شامل مي كردند. مكتب تازه آغاز شده – در واقع - مكتب نبود. صنف هاي درسي، بام دكان ها، دكان هاي بدون دروازه و كلكين، ساي اطراف بازار كهنه مرادينه بود. شاگردها 95 - 90% بر روي زمين و بالاي خاك درس مي خواندند. 
          فعال شدن مكتب ميرادينه يك نمونه خوبي شد كه در سال هاي بعدي مكتب هاي چون: « فيض محمد كاتب » در شينه ده، « شهيد فياض » در مكنك و مكتب سبزك آغاز به فعاليت نمودند. امروز كه لااقل 15 سال از فعال شدن مكاتب مي گذرد، ما شاهد فارغ شدن دهها نفر از صنف هاي 12 و چندين نفر از صنف آخر پوهنتون كابل داريم كه به حول خداوند بزرگ و همت جوانها آدم هاي قلم به دست، شاعر، نويسنده، اديب، انجينيران، دواسازان آينده وطن ما خواهند شد. امروز در مالستان ديگر دوران احزاب سياسي و متحجرّين نخواهند بود. با اطمينان خاطر و با قوت قلبي بايد گفت كه آينده مالستان را جوانها به گلستان مبدل خواند كرد. 
امروز با گذشت 17 سال از فعال شدن اولين مكتب ويران شده، مردم مالستان عزيز شاهد فعال شدن 41 باب مكتب مي باشند و با وصف آنكه دولت فعلي، قدرت و صلاحيت همكاري جدي را از خود نشان نمي دهند.

 3- تهداب گذاري بازار جديد ميرادينه: 

        در سال 1367 يكي از كارهاي مهم ديگر كه انجام شد اين بود كه ‌«تپه قارو» كه يك تپه خشك، سوزان و بدون هيچ نوع سر سبزي، هيزم، علف و... بود، با پيشنهاد اين جانب و با همكاري مردم ميرادينه و خاصتاَ قريه ميانكل، سنگ و تهداب دفتر پروژه انكشافي گذاشته شد. اولين كلنگ كه توسط يكي از موسفدان در زمين كوبيده شد در حقيقت اولين طلسم، شكست. و از طرف ديگر آغاز يك فاز و مرحله جديد از زندگي براي مردم مالستان و خصوصاَ مردم ميرادينه و نواحي آن بود. البته آغاز اين طرح تنها اعمار اتاق هاي جديد مالداري، دفتر و اتاق هاي محافظين پروژه نبود ولي اهميت كار در شكستن يك مرحله كهنه و فرسوده برنامه هاي اجتماعي بود و آغاز يك مرحله جديد كه امروز مردم مالستان شاهد آن هستند. 
           تپه قارو، امروز ديگر آن تپه خشك و سوزان نيست، بلكه يك تپه زرخيز، مولد پول و تپه آدم ساز و سازنده نسل جديديك بخشي از مالستان است.پيش از تأسيس پروژه، تپه قارو گذرگاه حيوانات بود، ولي امروز محل جنب و جوش و تجارت است. هر روز صبح شاهد رفتن هزاران انسان - اعم از شاگردان مكتب از پسر و دختر، بازاريان، مريضان براي تداوي، مسافرين خارج از مالستان- در اين تپه هستيم. در آينده هاي نزديك ما شاهد نو آوري خوب تر و بهتر در اطراف و نواحي بازار هم خواهيم بود. در حقيقت تا حال مردم عادي دست آوردي خوب و ارزشمند مادي و معنوي از خود بجاي گذاشته اند. آنچه داراي نتيجه ضعيف و يا بدون نتيجه تحويل مي باشد، كارها و فعاليت هاي سياسيون قبلي است كه با نقطه ضعف هاي جدي همراه است. 

        2- بازار شينه ده: 
    اين بازار در سال هاي پيش از انقلاب به وجودآمده و تعداد محدود بين 16- 8 دكان، درآن وجود داشت كه با شروع جنگ ها، احزاب، بازار شينه ده را به خاطر تعمير هاي شفاخانه كه قبلاَ اعمار گرديده بود انتخاب نمودند. در سال هاي دهه شصت و تا ختم دهه هفتاد پايگاههاي احزاب در بين شفاخانه وجود داشت. موجوديت پايگاهها باعث تردد بيشتر مردم از خاطر حل منازعه و دعواهاي محيطي گرديد كه در رشد توسعه آن، اين مسأله نقش عمده داشت. البته رشد بازار شينه ده، دلايل ديگري هم دارد كه به آن اشاره مي گردد: 

1- اهميت استراتژ يكي منطقه كه درنقطه تلاقي دو دره قرار گرفته است. 
2- درآمد خوب حاجيان قريه ها
 3- موجوديت احزاب و پايگاه احزاب 
4- ازدياد درآمد خارجي مردم
 5- رونق تجارت و درآمد پولي مردم 
6- مسافرت هاي متعدد مردم

 بازار شينه ده در حقيقت يك مركز بيسيار مهم و خوب تجارت در مالستان بوده و به يك بازار متراكم و با جنب و جوش، عرض اندام كرده است. در بازار شينه ده كم كم تجارت بطرف مسلكي شدن در حركت است. مثلاَ تكه فروشي، پرچون فروشي، گل فروشي، كست فروشي و... اختصاصي شده اند. در آينده ها اميد است كه اين بازار، رونق خوب تر بگيرد و هر كدام از پيشه ها و تجارت با بخش هاي مختلف خود از هم سوا شوند. 
       آنچه در شرايط حاضر جلب توجه مي كند، فعال شدن اينترنت است كه مالستان را به مركز كشور و جهان وصل نموده است. اينترنت مي تواند يك آينده روشن تر و نويد بخش را براي مردم مالستان جواب گو باشد. البته در شرايط فعلي،مشكل مردم كم سواد در قسمت استفاده از اينترنت است. هر زمان سواد عملي استفاده از اينترنت بيشتر گردد فعاليت ها هم مضاعف خواهد شد. رونق خوب بازار شينه ده يكي از مراكز مهم اجراي حواله جات پولي است كه رونق بهتر به بازار داده است و هم بازار شينه ده از برق برخوردار است كه يك امتياز فوق العاده، مهم و مؤثر است.

          3- بازار خاكريزك: 

      بازار خاكريزك در سال 1368، اولين دكان آن شروع به فعاليت نموده است. كم كم بازار ديبه مكنك از رونق افتاده است. امروز بازار ديبه با چند دكان محدود، مردم پاي جلگه فعاليت دارند، ولي خاكريزك از رونق خوبي برخوردار است. متأسفانه در مالستان بازارها اصلاَ به سيستم علمي و اصولي اعمار نگرديده است، با آن هم ما شاهد فعاليت مهم تجاري، داد وستد در بازار خاكريزك هستيم. بازار خاريزك مانند شينه ده در خود فعاليت هاي مهم تجارتي را جاي نداده است. در آينده ها بايد تلاش كنيم تا اين بازار را به بازار توليدي و سازندگي مبدل نماييم. 
دلايل كم رونقي خاكريزك نسبت به شينه ده را مي توان در نكات زيرمي توان جستجو كرد: 

1- اين بازار نو و جديد الاحداث است. 
2- مانند شينه ده سرمايه زياد و متراكم درآن وجود ندارد
 3- در مسير تردد واقع نشده است. 

این معلومات درسال - 1384 توسط برادر دانشمند اقای سلمانعلی صادقی گیرد اوری شده البته ازان زمان تا حالا تغیرات بنیادی واساسی رشت معارف 52 باب مکتب که تنها 23 باب ان لیسه میاشد دراین ولسوالی میباشد فارغین صنوف دوازده  که 367 نفر وارید دانشکاه های افغانستان شده اند




واین هم یگ عچک جانانه یه سبک نوده مالستان



  نوشته شده در  13 Sep 2010ساعت 15:3  توسط ویب لاگ مالستان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM